هوش موسيقيايي به توانايي فهميدن، گسترش و پيشرفت متون موسيقي، پاسخگويي به موسيقي، درك اشكال و ايده‌هاي موسيقي، ايجاد عملكرد ذهني و آهنگ‌سازي اشاره مي‌كند. اين هوش بسيار سريع‌تر از ساير هوش‌ها ظهور مي‌كند. در دوران نوزادي كودكان همان‌طور كه قان و قون مي‌كنند، آواز مي خوانند، مي‌‌توانند اصوات ديگران را تقليد كرده و يا اصواتي را توليد كنند.

کسانی که هوش موسیقیایی بالایی دارند در فکر کردن به الگوها، ریتم‌ها و صداها قوی هستند. این افراد از موسیقی لذت می‌برند و معمولاً در نواختن سازهای موسیقی و آهنگسازی مهارت دارند.

ویژگی‌های هوش موسیقیایی

  • لذت بردن از آوارخوانی و نواختن سازهای موسیقی
  • تشخیص آسان الگوها و نت‌های موسیقی
  • توانایی به خاطرسپردن آهنگ‌ها و ملودی‌ها
  • درک عمیق از ساختار، ریتم و نت‌های موسیقی

مشاغل مناسب پیشنهادی

  • آهنگساز
  • نوازنده
  • موسيقي دان و خواننده

 



درباره آزمون هوش چندگانه گاردنر

بر طبق این نظریه، دیدگاه‌های روان‌سنجی سنتی نسبت به هوش، بسیار محدود و ضعیف است. گاردنر نظریه‌اش را نخستین بار در کتاب «قاب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه»، در سال 1983 ارائه کرد. به عقیده او همه انسان‌ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند. او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی نموده و احتمال داده است که نوع نهمی نیز به عنوان «هوش هستی‌گرا» وجود داشته باشد.

طبق نظریه گاردنر، برای به دست آوردن تمام قابلیت‌ها و استعدادهای یک فرد، نباید تنها به بررسی ضریب هوشی پرداخت بلکه انواع هوش‌های دیگر او از جمله هوش موسیقیایی، هوش درون فردی، هوش تصویری- فضایی و هوش کلامی- زبانی نیز باید در نظر گرفته شود.

نظریه گاردنر با انتقاداتی از سوی روان‌شناسان و مربیان روبرو شده است. اما با وجود این، نظریه هوش چندگانه محبوبیت زیادی در بین مربیان و معلمان پیدا کرده است و بسیاری از معلمان از این نظریه در انتخاب شیوه تدریس خود استفاده می‌کنند.

نکات مهم و کلیدی تئوری هوش هشت گانه گاردنر چه هستند؟ 

1-   تمام افراد از هر هشت هوش بهره‌مندند

این تئوری مدعی است تمام افراد از قابلیت‌های هریک از هوش های هشت‌گانه بهره‌مندند. هر چند آن‌ها برای هر یک از افراد به گونه‌ای خاص ظهور و بروز می‌یابد. برای برخی افراد، تمام یا بیشتر این موضوعات در سطح بالایی پدیدار می‌گردد؛ مثل شاعر، سیاستمدار، دانشمند، طبیعی‌دان و فیلسوف آلمانی، گوته. برخی نیز جز ابتدایی‌ترین جنبه‌ها، فاقد تمام این هوش‌ها می‌باشد؛ مانند برخی افراد در مراکز بازپروری؛ ولی بیشتر ما در بین این حالت قرار داریم.

2-   تمام افراد مي‌توانند هر يك از هوش‌هاي خود را به سطح مناسبي از توانايي برسانند.

اگرچه ممكن است برخي، نقص‌ها و مشكلات شان را ذاتي تصور كنند، اما گاردنر معتقد است چنانچه فرد از آموزش، تشويق و استغناي كافي برخوردار باشد، قادر خواهد بود تا حد زيادي تمامي هشت مقوله‌ي هوش خود را تا حد بالايي از عملكرد توسعه دهد.

3-   انواع هوش ها معمولاً به شکلی پيچيده با يكديگر همكاري مي‌كنند.

گاردنر جز در مواردي نادر، معتقد است هيچ نوع هوشي به تنهايي موجوديت نمي‌يابد و هر يك از آن‌ها، همواره بر يكديگر تأثير مي‌گذارند. مثلاً كودكي كه مشغول بازي با توپ است، براي شوت زدن نيازمند هوش بدنی – حرکتی(براي دويدن، گرفتن و زدن توپ)، هوش دیداری – تصویری(براي تعيين جهت و پيش‌بيني محل افتادن توپ)، هوش زباني و ميان‌فردي(براي موفقيت در درگيري‌هاي جريان بازي) است. در تئوري هوش‌هاي چندگانه انواع هوش ها، صرفاً جهت بررسي‌ ويژگي‌هاي اصلي و بهره‌مندي از آن‌ها به‌طور مستقل فرض مي‌شوند.

4-   براي هوشمندي در هر نوع هوش چندين راه وجود دارد.

تئوري هوش‌هاي چندگانه بر تنوع فراوان روش‌هايي تأكيد مي‌كند كه با آن‌ها افراد مي‌توانند استعدادهاي خود را درون محدوده‌ي هوش‌ها نشان دهند و هيچ ويژگي استاندارد‌ي براي اينكه فردي در زمينه خاصي هوشمند تلقي شود، وجود ندارد. مثلاً فردي ممكن است قادر به خواندن نباشد، اما از هوش زباني بالايي برخوردار بوده و قادر باشد داستان‌هاي خاص بگويد يا واژگان زيادي را بداند.